محمدجواد فضل الله ( مترجم : سيد محمد صادق عارف )
32
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي )
روايت مرسل يا مرفوعى را كه بيش از يك روايت واحد نيست ، آن را در عاليترين درجه وثاقت مىشمارد ، و حديثى را كه نسبت به روايات ديگر متواتر ، و بر صحّت آن شبه اجماع است ، طرح مىكند . سپس استاد ابو زهره از خود سخن مىگويد ، و خويش را پيرو حقيقت و واقع مىشمارد و مدّعى مىشود كه آنچه مىنويسد ، برخاسته از علم ، و مطابق با موازين عدل و انصاف ، و دور از هوادارى و تعصّب مىباشد ، ولى ما در كتاب آينده خود ، به نام الامام الصّادق با او گفتگوى بسيار داريم ، و برخى از سخنان او را كه تجاوز از مرز حقّ ، و دور از حقيقت است ، نشان خواهيم داد ، و روشن خواهيم كرد ، كه چگونه بعضى از آراى او بر خلاف آنچه مدّعى شده مبتنى بر هوادارى و تعصّب مىباشد . 3 آنچه در اين جا ضرورى است گفته شود ، اين است كه دانشمندان مذاهب اهل سنّت ، در هنگامى كه آرا و عقايد خود را بيان ، و براى اثبات آنها اقامه دليل و برهان مىكنند ، مغرضانه ، ائمّه اهل بيت را فراموش مىكنند و از آرا و نظريّات آنان ذكرى به ميان نمىآورند ، و همهء كوشش آنان اين است ، كه روايات رسيده از طريق صحابه و تابعان و جز آنان را بيان كنند ، و در مقام استدلال و قبول و اختيار ، به آرا و نظريّات آنان ، استناد جويند ، و بسا كه اعمال آنان را سنّت به حساب مىآورند ، و پيروى از آن را واجب مىشمارند . از اين سوى مىبينيم ، ائمّه اهل بيت عليهم السّلام روايات اين گروه را متعرّض نمىشوند ، و احاديث وارده از طريق اينها را بيان نمىكنند ، و على رغم اين كه ابى حنيفه و مالك و سفيان ثورى و ابى ايّوب سجستانى ، طليعهداران و پديدآورندگان مذاهب اهل سنّتند ، اين افراد خود از شاگردان تعليم يافتگان مدرسه امام صادق عليه السّلام يكى از ائمّه اهل بيت عليهم السّلام مىباشند ، حتّى ابى حنيفه سبب تقدّم و پيشى گرفتن خود را بر امثال و اقران خويش ، شاگردى و تلمّذ نزد امام صادق عليه السّلام مىداند ، و اين گفته او كه : « لو لا السّنتان لهلك النّعمان » « 1 » نقش تاريخ است منظور او از اين دو سال ، مدّت زمانى بوده است ، كه در
--> ( 1 ) - يعنى : « اگر آن دو سال نبود نعمان هلاك شده بود » مختصر « التحفة الاثنى عشريّه » تأليف آلوسى